چند سالی هست که با مفهوم حسادت دست و پنجه نرم می کنم. علت این کشمکش درونی هم اتفاقی است که نزدیک به شش سال پیش در جریان یک رابطه (که خوشبختانه ختم به خیر شد) برایم پیش آمد. شاید برای شما هم جالب باشد کمی راجع به حسادت بیشتر بدانید. این نوشته بیشتر به نوعی می تواند یک نتیجه برای چند سال تفکر در این زمینه به گونه های مختلف تلقی شود. هر چند سعی می کنم با زبانی خودمانی آن را به گونه ای بیان کنم که هر کسی از شما آن را از زاویه ی دید خود به گونه ای خاص تعبیر کند.
بنا به تعریف جنس حسادت یک احساس است و پیوسته با افکار و احساسات منفی ناشی از عدم وجود امنیت روانی٬ ترس و یا اضطراب برای از دست دادن چیزی پیوند دارد که برای فرد دارای ارزش می باشد مانند یک رابطه٬ دوستی و یا عشق. با توجه به همین تعریف شاید همگی لحظه ای به خود آییم و فکر کنیم. هر چه بیشتر در این تعریف فرو رویم بیشتر بر درستی آن صحه خواهیم گذاشت. حسادت مخلوطی از عصبانیت٬ ناراحتی و نفرت است. حسادت با غبطه خوردن تفاوت باریکی دارد (هرچند برای بسیاری از ما این مرز بسیار روشن و مشخص است). حسادت ترس از از دست دادن چیزی است در صورتی که رشک ناراحتی برای نداشتن چیزی و یا حتی تلاش برای متوقف کردن کسی یا چیزی به خاطر این فقدان.
گروهی معتقدند که حسادت در تمامی موجودات زنده وجود دارد. هر چند گروهی دیگر آن را مشخصه ی بارز تمایز انسان از حیوان توصیف می کنند. وجود احساس حسادت از پنج ماهگی تا مرگ در انسان ها گزارش شده است. وابستگی حسادت به فرهنگ انسان ها موضوعی است که برای عده ای مورد سوال است هرچند برای اکثریت مردم امری بدیهی است.
حسادت یا اثرات آن سرمشق بسیاری از آثار هنری چون اشعار٬ رمان ها و آواز ها بوده است. روانشناسان معتقدند که اعتقادات فرهنگی و هنجاری نقش مهمی در تعیین عوامل ایجاد حسادت ایفا می کند. و یا تا چه اندازه ای حد مطلوبی از حسادت می تواند تصور کرد. حتی زیست شناسان هم عواملی را نام برده اند که می تواند یه صورت ناخودآگاه در ایجاد حسادت موثر باشد.
گولدی در جمله ی جالبی حسادت را به صورت احساسی توصیف می کند که معمولاْ آثارش از کنترل خارج می شود! همان طور که همه می دانیم حسادت مانند هر احساس دیگری مانند شادی و عصبانیت زودگذر نیست و برای مدت زمان زیادی می تواند در انسان ایجاد شود. روشفوکالد در عبارتی حد حسادت را حتی تا بعد از از دست دادن آن ادامه دار می بیند و آن را این گونه توصیف می کند که «حسادت با عشق متولد می شود ولی همیشه با آن نمی میرد».
بگذارید حسادت را با دید علمی کمی بررسی کنیم. انسان های مختلف حسادت را به صورت های یکسان بروز نمی دهند. همین موضوع باعث می شود که علم در توصیف آن مشکلات زیادی داشته باشد. ولی در تمام تعاریف علمی از حسادت دو مورد مشترک دیده می شود: در تمام تعاریف حسادت سه پرسوناژ وجود دارد: فرد حسادت ورز٬ یک پارتنر یا شریک یا دوست یا ...٬ و شخص ثالث یا رقیب. ثانیاْ در تمامی تعاریف٬ حسادت واکنشی به یک تهدید می باشد٬ که باعث می شود فرد مانعی محافظ در جلوی خود بسازد و یا رفتار پرخاشگرانه از خود نشان دهد.
در پست بعد دیدگاه روانشناسی را در قبال این احساس مرور می کنیم.
|
«آوردن متن فوق در وبلاگ و سایت های دیگر با ذکر منبع بلامانع است» |