مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 29 بهمن ماه سال 1386 ساعت 05:56 AM

یک روز دیگر می روم. ولی چون می دانم برای شما مهم نیست٬ برایتان متن صفحه ی اول نیویورک تایمز را انتخاب کرده ام درباره ی کشور شدن کوزووُ. دوست داشتید لینک زیر را باز کنید و بخوانید. اگر هم دوست نداشتید CTRL+A بزنید حالش را ببرید!!!


                       Newyork times first page break-up news on Kosovo

 

خب٬ این روزها همه چیز به همه چیز مربوط است!!!!

 


شنبه 27 بهمن ماه سال 1386 ساعت 8:43 PM

دیگه دو روز بیشتر نمونده. اتاقم خالی شده. به غیر از یه چمدون نسبتاْ خالی و چند دست لباس هیچی دور و برم نیست. یه سکوت عجیبی توی اتاقه. ولی انگار فقط تو اتاق نیست. تو دِلَمه! دیگه چیزی تا پرواز نمونده. پروازی که فقط یه پرواز ساده نیست. یه جور خلاء بین دو برهه ی مهم زمانیه! یه جور پرواز به گذشته است و به آینده. به گذشته به این علّت که بهترین خاطرات زندگی مو از پاریس دارم. شب بیداری های طولانی توی اتاق کوچیک ۱۸ متریم. جزوه های آبی رنگ پر از دیاگرام های مختلف٬ با صفحه های به هم ریخته یه گوشه. کامپیوتری که تنهایی ها رو بین نت های موسیقی قایم می کرد. و دو تا پنجره که تو طبقه ی آخر رو به دو تا درخت بلند باز می شد که خودشونو تا اونجا بالا کشیده بودند و هوایی که همیشه ابری بود و گاه به گاه رگبار بارون سر های خیلی ها رو از پنجره بیرون می آورد٬ تا حیرت کنن از نعمتی که چهچه گنجشک ها رو ساکت کرده. آدمایی که تو خیابون بدون چتر بی هدف می دویدند تا یه سر پناهی پیدا کنن تا بارون تموم شه. قطره های آب از شیروانی بالای پنجره می چکیدند پایین. سر بر می گردونم تو اتاق. از کامپوتر آهنگ دل دیوانه ی ویگن پخش می شه: « بخواب آرام٬ دل دیوانه!». واقعیت آشفته ی فرمول و شکل خودشو دوباره بهم نشون می ده. باید امشب تمومش کنم...

 

   

روز بارانی

 


1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>