مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 22 خرداد ماه سال 1387 ساعت 04:30 AM

دنباله ی بحث با یکی از دوستان در باب ازدواج و تشکیل همسر!!!
« النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی لیس منی »
یعنی چی؟ یعنی ازدواج سنت من است، و هر آن کس که از آن سر باز زند از من نیست...
باز یعنی چی؟ یعنی بنابر دین مبین اسلام در رو نداره داداش! شتریه که در خونه ی هر عذب اوغلی فرود می آد! نمی شه پیچوندش در یک کلام به قول امروزی ها!
جای دیگه هم پیامبر میگه : « من تزوج فقط حرس نصف دینه »
این چی میگه؟ میگه هر کسی که ازدواج کند همانا نصف دین خود را پاسداری نموده است.
به بیان ساده تر ازدواج کلاً خوب است و برای دوستان که تجرد اتخاذ نموده اند انواع و اقسام ویتامین های مغذی را داراست (شایدم ساراست)!
سوالی که از اوانی که به فکر ازدواج افتادم (یعنی کی؟ هفت هشت سال پیش!!! :) ) با ذهن اینجانب بازی می فرماید این است که حالا که دینمان (قربانش بروم!) به ما مجوز چهار بار ازدواج را داده است، چرا نکنیم؟! می بینم که خیلی هاتان برای روانه ساختن ناسزا در قالب کامنت نیم خیز شده اید. آخر ازدواج مکرر از دید بنده ی حقیر مزایای متفاوتی دارد که ذکر برخی از آنها خالی از لطف نیست:

  
1- سنت پیامبر به سختی و با حداکثر شدت حفظ می شود
2- با چهار بار ازدواج دو نصف دین هم بیشتر حراست کرده ایم
3- از دیدگاه اجتماعی در باب معضل قحط الرجال گام بلندی برداشته ایم
4- هر ازدواج در ساختن شخصیت مرد بسیار موثر است. ضریب چهار فراموش نشود

و در آخر 5- خوب است!!!

  
 
کلاً به حرف های من گوش نکن!!! یه زن به لحاظ استعداد قابلیت رسوا و بیچاره کردن هر مردی را دارد. خواه من باشم خواه رستم دستان!!!  چه برسه به چهار تا!!! ولی سنت پیغمبر ارزش بدبختی رو داره... زن بگیر!!! خوب است!!